Eighty years torture in Iran - هشتاد سال شکنجه در ایران
بر اساس ماده یکم کنوانسیون منع شکنجه سازمان ملل متحد(۱۹۸۴) اینطور تعریف می شود: هر عملی که به واسطهٔ آن و تعمدا درد و رنجی شدید، خواه جسمی یا روحی، بر فرد اعمال شود، آن هم برای اهدافی چون کسب اطلاعات یا اعتراف گیری از او یا از یک شخص ثالث، یا با هدف تنبیه او به دلیل انجام عملی که او یا شخص ثالثی مرتکب شده، یا مظمون به ارتکاب آن است، یا با هدف ارعاب و واداشتن او یا شخص ثالث (به انجام کاری)، و بنابر دلایل تبعیض آمیز از هر نوع [شکنجه محسوب می شود]، به ویژه هنگامی که چنین درد و رنجی از سوی یک مقام یا فرد دیگری برخوردار از سمتی رسمی یا به تحریک یا رضایت یا قبول وی اعمال شده باشد. شکنجه شامل درد و رنجی که صرفا منبعث از احکام قانونی یا ذاتی این احکام و یا بخشی از آنها باشد، نیست.
تارخچه شکنجه سیستماتیک و دولتی
اکر به تاریخ ایران نگاه کنیم، میتوانیم افرادی را پیدا کنیم که در طول زندگیشان مورد شکنجه قرار گرفته اند. کسانی مانند: مانی، مزدک، بابک خرمدین، باب و دیگران. قبل از انقلاب 1375، شکنجه ابزاری بوده برای کنترل مخالفان توسط دولت.
کمیته مشترک
در دوران رژیم پهلوی همزمان افزایش مبارزه علیه رژیم شاه کمیته مشترک کمیته تاسیس شد که زندان ویژه خود را داشت. وظیفهی این کمیته هماهنگی پلیس و سازمان های مختلف امنیتی در مورد سرکوب مخالفان بود.
سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک)
کمیته مشترک ضد خرابکاری، تحت کنترل بخشی از ساواک کار خود را شروع کرد. در این بخش به آنها آموزش انواع شکنجه داده میشد.
روشهای مورد استفاده آنها برای شکنجه عبارت بود از، از شوک الکتریکی ، سوزاندن قسمتهای مختلف بدن، آویزان کردن به مدت طولانی، بیخوابی دادن، استفاده از دستگاه آپولو و بستن دستها و پاها و زدن ضربات متعدد کابل بر کف پاها، ادرار کردن در دهان متهمان، کشیدن ناخن، فرو کردن سوزن به زیر ناخن و داغ کردن سوزن با شعله فندک، به صلیب کشیدن، دستبند قپانی زدن و آویزان کردن متهم و زدن او با کابل. اینها روشهای متداول شکنجه در کمیته مشترک بود.
بعد از انقلاب 1357، زندانی که توسط این کمیته مورد استفاده قرار میگرفت برای شکنجه، توسط دولت جمهوری اسلامی نیز مورد استفاده واقع شد. البته اسم این زندان به "بازداشتگاه توحید" تغییر پیدا کرد.
این زندان در نهایت در سال 2002 تبدیل به یک موزه شد(www.ebratmuseum.ir/en/)، موزهای که آن را "عبرت" عنوان کردند. این کار طی مراسمی در دوران محمد خاتمی، پنجمین رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران، انجام شد.
جمهوری اسلامی ایران
در بعد و قبل از انفلاب 1357، توجه حکومت به فعالین سیاسی و مذهبی بود، و آنها بودند که بیشتر مورد شکنجه قرار میگرفتند. این در حالی است که قانون اساسی به صراحت شکنجه را ممنوع و جرم اعلام کرده است.
ماه 38 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید:" هرگونه شكنجه برای گرفتن اقرار برای كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل قانون مجازات میشود ".
در دوران اصلاحاحات، مجلس ششم و دولت سعی کردند که وضعیت "وزارت اطلاعات و امنیت کشور" را تغییر دهند. به این ترتیب که تعدادی از قوانین جزایی و قوانین مربوط به این نهاد امنیتی که بیشترین برخورد را با افراد و گروه های سیاسی داشت را تغییر دادند. همچنین دو زندان "توحید" و "بازداشتگاه 52 سپاه" را بستند. این دو زندانهایی بودند که بر اساس گزارشهای رسیده و تحقیقهای دولت و مجلس اصلاحات، در آنها افراد مورد شکنجه قرار میگرفتند. امام قوانین تصویب شده در مجلس توسط شواری نگهبان قانون اساسی رد شد و متاسفانه وزارت اطلاعات موازی، زیر نظر رهبری جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای ایجاد و شروع به فعالیت کرد.
تجاوز و آزار جنسی
گزارشهای بسیاری از تجاوز و آزار جنسی زندانیان بعد از انقلاب 1357 وجود دارد.در دهه 60 دختران باکره که به مرگ محکوم شده بودند مورد تجاوز قرار میگرفتند با این استدلال که در صورت مردن و باکره بودند آنها به بهشت خواهند رفت و باید مانع از این کار شد. مامورین این دختران را صیغه میکردند.
بعد از کودتای انتخاباتی، گزارشهای بسیاری در مورد شکنجه جنسی زندانیها منتشر شد. مهدی کروبی یکی از کاندیداهای انتخابات 2009، در نامهای به هاشمی رفسنجانی عنوان کرد که بسیاری از زندانیانی که در زندان "کهریزک" بازداشت بودند مورد تجاوز قرار گرفته اند.
شکنجهی مامورین دولتی
تعدادی از افراد مسوول در دولت نیز مورد شکنجه واقع شدهاند. به عنوان نمونه، شهردار تهران. در دوران دولت محمد خاتمی، شهردار تهران بازداشت و مورد شکنچه واقع شده بود. سردار محمدرضا نقدی اولین مسوول این پرونده بود. او در آن زمان رییس بسیج بود.
وکیل وی، قلام حسین الهام بود که بعدها به عنوان معاون اول محمود احمدینژاد انتخاب شد و سردار نقدی نیز به عنوان رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا منصوب شد.
بسیاری از زندانیان سیاسی، که در 1989 بازداشت و مورد شکنجه واقع شده بودند؛ تایید کردند که حسین شریعتمداری را مسوول درد و رنج خود در آن زمان میدانند. وی هم اکنون مدیر روزنامه کیهان است.
شکنجهگاهها
بر اساس گزارش زندانیها بعد از آزادی آنها، محلهای اصلی شکنجه بند 209 زندان اوین، بازداشتگاه 59 سپاه، زندان توحید، طبقه منفی چهار ساختمان وزارت کشور، بازداشتگاه کهریزک، بازداشتگاه افسریه و بازداشتگاه 66 عنوان شده است.
شکنجه معترضین به انتخابات 2009
برای اولین بار در تاریخ 18 مرداد 1388 مهدی کروبی طی نامه ای به هاشمی رفسنجانی نوشت، دختران و پسران در زندان کهریزک مورد تجاوز قرارا گرفته اند.
در این نامه او نوشت "عدهای از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیدهاست. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند".
نمایندگان "کمیسیون ویژه مجلس برای بررسی رخدادهای پس از انتخابات" اعلام کرد در مجلس شورای اسلامی اعلام کردند که :" گزارشات در مورد تجاوز با باطوم و بطری های در مورد بازداشت شدگان پس از انتخابات صحت دارد".
در اولین روز اعتراضها، احمد زیدآبادی دربرابر منز شخصیاش بازداشت شد. . او مدت طولانی در سلولهای انفرادی بسر برد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت. به عنوان نمونه، در حالی که چشمانش را بسته بودند در زندان اقدام به تیر اندازی هوایی کردند. او همچنین گفت که وی را در مکان هایی شبیه به گور برای مدت طولانی نگه داشته شد.
هنگامه شهیدی روزنامه نگار و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی بود. بعد از یک مدت طولانی در سلول انفرادی، موفق شد تا بامادر خود ملاقات کند.او گفته که بارها و بارها مورد شکنجه واقع شده.
عبدالله مومنی، فعال دانشجویی و فعال سیاسی برجسته، در نامه ای به آیتالله علی خامنهای ، رهبر جمهری اسلامی نوشت: شکنجه گران سر وی را بارها و بارها در توالت فرو کرده اند و او را مجبور به خوردن مدفوع کرده اند.
















