Internet Police wages war against bloggers
در بیشتر کشورها، شنیدن نام پلیس و یا دیدنش موجب آرامش مردم میشودف اما در کشوری که پلیس تجسم واقعی معنای سرکوب است، هیچ کس از شنیدم نام پلیس یا دیدن آن احساس آرامش نخواهد کرد. در کشوری مانند ایران، پلیس تجسم واقعی نظارت همیشگی بر زندگی شهروندان هست. به ویژه بعد از کودتای انتخاباتی سال 2009 ، مردمی که خواهان داشتن آزادی بودند، برای گریز از دست نیرویهای امنیتی و پلیس به فظای مجازی در اینترنت روی آوردند تا از حداقل آزادی در فظای اینترنتی استفاده کنند.
زمانی که اینترنت در ایران راه اندازی شد، کنترلی بر روی آن وجود نداشت. بدون نگرانی و ترس از بازداشت مردم عقایدشون را آزادانه بیان میکردند. شبکههای اجتماعی به سرعت در بین جوانان محبوب شد و بسیاری از جوانان در آنها مشغول به فعالیت شدند. به عنوان مثال ایرانیها دومین کاربران شبکه اجتماعی "اوکات" بودند. یکی از خاستههای ایرانیها دسترسی آزادانه و بدون سانسور به اطلاعات هست.
بعد از کودتای انتخاباتی تقریبن دسترسی به همه وب سایتها مسدود شد. روزهایی بود که حتا دسترسی به میل باکسها هم ممکن نبود. با وجود فیلترینگ شدید اینترنت و کند کردن سرعت اینترنت، همچنان وبلاگها و شبکههای اجتماعی از موئرترین ابزارهای اطلاع رسانی بودند.
در سالهای گذشته استراتژی امنیتی حکومت ایران برای کنترل ابزارهای رسانهای مدرن، بازداشت فعالین و محدود کردن خدمات اینترنتی را شامل میشد. به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری، نظارت بر شبکه های اینترنتی تشدید شد. در فضایی که دسترسی به اخبار و اطلاعات آزاد و مطمعن وجود نداشت(رسانه های گفتاری و نوشتاری)، وبلاگها و وب سایتها تبدیل به مهمترین منابع خبری شدند.
در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، وی برای کنتر فضای سایبری تلاش بسیار زیادی کرد، به این معنی که با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به کنترل وب سایتها و وبلاگها کرد.
چندی پیش خبرگزاری کار ایران(ایلنا) به نقل از سرهنگ امیدی، رییس پلیس اینترنتی، گفته بود:" همانطور که وظیفه پلیس تضمین امنیت در جامعه است، امنیت فضای اینترنت نیز توجه به استفاده گسترده از آن، باید توسط نیروی انتظامی کنترل شود و امنیت افزایش یابد". وی ضافه کرد:" اگر در این عرصه، کار غیر قانونی انجام شود، پلیس وارد میشود و عمل خواهد کرد ".
آنها میخواهند صدای ما به گوش کسی نرسد
از سال 2001 اینترنت به سرعت در ایران رشد کرد. من فکر میکنم اینترنت در بین ایرانی ها با استقبال خیلی خوبی روبهرو شد به دو دلیل: اول اینکه ایرانیها علاقه شدید به تکنولوژی دارند. در بیشتر خانه های ایرانیها کامپیوتر وجود دارد و همینطور آخرین مدل ابزار تکنولوژی مانند موبایل یا تلویزیون و یا هر وسیله دیگری.
به هر حال به عقیده من، در حقیقت اینترنت یک رسانه آزاد و باز است. زمانی که اینترنت در ایران شروع به راه اندازی شد آزادیهای سیاسی و اجتماعی در سطح پایینی بود.
من به یاد میآورم که اولین روزهای آشنایی من با اینترنت، با سایتی آشنا شدم به نام "ایران بی بی" که در واقع یک نوع تالار گفتگوی آزاد و باز بود. در این سایت شما میتوانستید یک موضع را به دلخواه خودتان باز کنید و در مورد آن، عقایدتان را بیان کنید و دیگران هم این شانس را داشتند که آن را بخوانند و نظر خودشان را در آن مورد بیان کنند. به یاد می آورم که یکی از موضوعهایی که خیلی برای اعضای آن سایت جالب بود، بحثهای مذهبی بود. این سایت این امکان را میداد که بدون ترس از شناسایی، عقاید خودمان را در مورد مثلا مذهب بیان کنیم. به مرور زمان ، سایت های خبری کار خود را آغاز کردند و وبلاگ تأسیس شدند. هر کسی میتوانست یک وبلاگ داشته باشد و عقاید خودش را منتشر کند. خیلی سریع اینترنت به بهترین و بزرگترین منبع خبری ایرانیها تبدیل شد. در این زمان بود که حکومت با چالشی جدی در برابر رسانه های دولتی مواجه شد.
شروع محدود کردن دسترسیها
در 2003، کمیتهای سه نفره که شامل نمایندهای از وزارت اطلاعات، قوه قضاییه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، وظیفه تعیین مصادیق فیلترینگ را بر عهده گرفتند. که البته بعدها این کمیته 13 نفره شد.
بر اساس آماری که در 14 سپتامبر سال 2006 منتشر شد، ده میلیون وبسایت در ایران فیلتر شده است و به طور میانگین 200 تا 300 وب سایت در روز فیلتر میشود.حتا من به یاد میآورم روزی را که موتور جستجوی گوگل نیز فیلتر شد که البته بعد از مدتی از حالت فیلتر خارج شد.
در طول انتخابات 2009 این روند به آرامی ادامه داشت. فیس بوک فیلتر شد، اما بعد از اعتراض مهدی کروبی به این عمل حکومت فیلتر فیس بوک را رفع کرد. البته بعد از کودتای انتخاباتی، مجددا فیلتر شد، به هرحال بعد از انتخابات تمام وب سایتها مخالفین فیلتر شد. در این زمان بود که گروهی به نام Iran Proxy شکل گرفت. آنها تعداد بسیار زیادی proxy servers ایجاد کردند که به مردم کمک میکرد به وبسایتها و اطلاعات دسترسی داشته باشند. سرپرست این گروه یک پسر جوان 25 ساله بود که ما آن را آقای نابغه صدا میکردیم و اسم حقیقی او حسین رونقی ملکی بود. او فقط به دلیل این کار بازداشت و شکنجه شد و به 15 سال زندان محکوم شد.
حملههای سایبری:
کمی بعد حکومت فهمید که فیلتر کردن سایتها برای دور نگه داشتن مردم از دسترسی به اینترنت و اطلاعات کافی نیست، بنابر این آنها شروع به حمله به وبسایتها کردند، سایتهایی مانند شبکههای اجتماعی، رادیو زمانه و همینطور تویتر؛ همچنین سایتها گروههای مخالف مانند: ادوارنیوز، سحامنیوز، کلمه، جرس و همینطور بالاترین هک شدند.
در ایران، گروههای مخالف بجز وبسایتهایشان هیچ رسانهای ندارند.
درواقع روندی که حکومت در پیش گرفته، نشان میدهد که آنها میخواهند ما را ساکت کنند.
Author: Seyed Amir Raschidi, IGFM Germany
















